پيداست كه در پايان سدهٴ چهاردهم زبان انگليسي كاملاً رشد كرده بود؛ مبارزه با زبان فرانسه ممكن بود آن را منكوب سازد، ولي انگليسي قويتر و غنيتر از پيش شد با واژگاني مضاعف كه يكي مكمل ديگري بود. عجيب است انگليسياني كه نخستين بار دستور زبان فرانسه را تهيه كردند چندان توجهي به ساختمان زبان خودشان نداشتند، ولي احتمالاً اين بدان سبب بود كه به آن خو گرفته بودند و از آن چندان جدا نبودند كه بتوانند تجزيه و تحليلش كنند.
كتابهاي لغت ومعني و واژهنامه وجود داشت كه هدفشان در وهلهٴ اول بيشتر توضيح واژههاي لاتيني و فرانسه بود، تا ذكر واژههاي انگليسي. بسياري از اينگونه واژهنامهها كه از سدهٴ دهم تا پانزدهم تأليف شده، توسط توماس رايت انتشار يافته است (2 جلد، ليورپول 1357 ـ 1373).
نخستين لغتنويس انگليسي (متفاوت با موٴلفان كتابهاي لغت ومعني، واژگان و مكالمه) جفري نحوي نورفولكي، دومينيكي ساكن لين در حدود 1440 بود. او يك واژهنامهٴ انگليسي به لاتيني تأليف كرد به نام
سخننامه، كه حاوي 9000 تا 10000 مدخل به ترتيب الفبايي بود و اولينبار در سال 1499 در لندن چاپ شد و بارها تجديد چاپ گرديد. واژهنامهٴ ديگري به نام
مترادفات هم به جفري منسوب است. ممكن است او موٴلف Ortus يعني نخستين واژهنامهٴ چاپي لاتيني به انگليسي بوده باشد (لندن 1500). اين كتاب بر اساس كتاب قديميتري است كه شايد همان سخننامه باشد كه نام آن در صفحهٴ عنوان
مغز دستور زبان ذكر شده است.
واژهٴ مغز دستور زبان نبايد موجب فريب ما گردد. رشد انديشههاي دستوري بسيار كند بود و دستور زبان انگليسي تا پايان سدهٴ شانزدهم پديد نيامد. كتابهايي از قبيل
مقدمات ريچارد مولكاستر (لندن 1582)، و دستور زبان مختصر ويليام بولوكار (لندن 1586)، بيشتر به قواعد املا و تلفظ اختصاص دارد. قديميترين دستور زبان انگليسي از نظر من
دستور زبان انگليسي پل گريوز (كمبريج 1594) است. دستور زبانهاي زير در زمان چارلز اول پديد آمد:
دستور زبان انگليسي چارلز باتلر (آكسفورد 1633) و دستور زبان انگليسي بن جانسن (لندن 1640). در مورد اين كه كدام دستور زبان اول تأييد شده محل بحث است، چون اين بستگي به تعريف هركس از دستور زبان دارد. ولي مسلم است كه دستور زبان بن جانسن، باوجود اظهارات مكرر، نخستين دستور زبان نبوده است.
10. هلندي
استفاده از زبان هلندي در امور اداري فلاندر در نيمهٴ دوم سدهٴ چهاردهم افزايش يافت، چون لويي دومال دوم (فرمانروايي 1346 ـ 1384)، به اندازهٴ پدرش فرانسهخواه نبود. از 690 سندي كه در بايگاني لويي دومال گردآوري شده، 9 تا به لاتيني، 264 تا فرانسه و 417 تا فلاندري است.